قوی سیاه

IWSF بخش دوم: در مورد کنفرانس 6 جولای, 2007

دسته: جنبش زنان, کنفرانسها — Nassim @ 7:40 ب.ظ

 وسط جمع کردن اسباب و اثاث و بسته بندی تابلو و قاشق و چنگال و کتاب و …برای رفتن به خونه جدید–منظورم اتاق دانشجویی جدیده :) — یادم افتاد که حرفهام در مورد کنفرانس نصفه مونده. با عذرخواهی از دیر آپ کردن بالاخره اومدم که بقیه صحبتهای کنفرانس IWSF رو بنویسم. از همین الان اعلام خطر کنم و بگم که این پست به طرز وحشتناکی طولانیه! اگه حوصله نکردین همه اش رو یه جا بخونین تیکه تیکه بخونین :))

  به قول قصه گوی سلطان و شبان: و حکایت ما بدانجا رسید که …

بعد از مقدمه در مورد نگاه متفاوت نسل من به تحولات اجتماعی و تاکیدم روی اصلاح و تغییر از درون به سراغ  اسلایدهام رفتم و شروع کردم به توضیح مطالعه ام. اول این داستان رو گفتم که چطور شد که مصمم شدم که باید با گروه سنی نوجوان کار کرد. یه روز در پائیز گذشته از یکی از دوستای خوبم شنیدم که خواهر دبیرستانیش تو کلاس زبان انگلیسی مدرسه اش با اجازه معلم کلاس بحث کمپین یک میلیون امضاء رو مطرح کرده و از بچه ها پرسیده که آیا حاضر هستن که به کمپین بپیوندن یا نه؟ بچه ها نظرهای مختلفی دادن و این دوست نوجوون ما هم بحث رو تو کلاس پیش برده. وقتی دوستم در مورد نظرات بچه ها در کلاس بهم گفت کنجکاو شدم که بیشتر در موردشون بدونم. از خواهر دوستم خواستم که از بچه های کلاسش بخواد که نظرشون رو در مورد بحثشون در کلاس بنویسن و برای من بفرستن. با کمک و همت دوستام تونستم 7 تا نوشته از بچه هایی رو  بگیرم که موافق برگزاری کمپین بودن. تم کلی نوشته ها خیلی متعجبم کرد. در اکثر نوشته ها دخترها از اهمیت کمپین گفته بودن ولی توجیهشون برام عجیب بود. اکثرا دلیل اهمیت حقوق زنان رو به نقش زنان در کمک به پیشرفت مردها توضیح داده بودن. مثلا یکی یه متافور عجیبی رو استفاده کرده بود و گفته بود که مرد مثل صندلیه و زن مثل پایه های صندلی. اگه زن نباشه مرد نمی تونه بایسته. این برام سئوال ایجاد کرد که چرا بچه ها خودشون رو در نقش پایه صندلی دیدن؟ واقعا تعریف این دخترها از حقوق خودشون به عنوان نسل آینده زنها چیه؟ چرا خودشون رو فقط در نقش سکوی پرتاب می بینن و برای شخصیت، هویت و عقلانیت خودشون به عنوان یه انسان مستقل ارزشی قائل نیستن؟ همین شد که تصمیم گرفتم بیشتر در مورد این نسل از دخترهامون یاد بگیرم و یه مسابقه داستان کوتاهی رو راه انداختم و از تعدادی از دخترهای سن 12 تا 15 ساله خواستم که برام داستانی از زندگیشون در سن 30 سالگی بگن. توی داستانشون خواستم که با جزئیات بگن که در اون سن چه شغلی خواهند داشت و چه سمتی دارن، تحصیلاتشون چیه؟ میزان حقوق و درآمدشون چطوریه؟ مجردن یا متاهل و خلاصه زندگی خودشون رو با مادرانشون چطور مقایسه می کنن؟ در داستانهایی که از بچه ها گرفتم اکثرا با تصویری خیلی روشن و زیبا از آینده مواجه بودم. اکثر دخترها در داستانهاشون موقعیت تحصیلی و شغلی خیلی بالایی داشتن و قرار بود که در مشاغلی مثل پزشکی و مهندسی (که دیفالت شغل بالا برای جامعه ما محسوب میشه)، مدیر آژانس مسافرتی، وکیل، معلم، پرستار و غیره باشن. اکثرا حقوق خیلی بالایی برای خودشون می دیدن و متاهل بودن و یک یا دو بچه داشتن. ولی نکته قابل توجه در نوشته ها این بود که این دخترها درتصویر آینده شون اکثرا خودشون صبح بیدار می شدن و صبحانه رو آماده می کردن، خودشون بچه هاشون رو به مهد کودک می بردن–همه هم بدون استثناء بچه هاشون رو مهد میذاشتن!– خودشون بچه ها رو میاوردن و بعد هم خودشون به تهیه و تدارک  شام مشغول می شدن.  در مقایسه هاشون هم با زندگی مادرانشون اکثرا تفاوتشون رو با مادرانشون که خانه دار بودن، شاغل بودن و موقعیت اجتماعی و اقتصادی مستقلی که از شغلشون بدست آورده بودن می دونستن ولی تفاوتی در حجم کار و مسئولیتهای خونه برای خودشون نمی دیدن.

 با دیدن این داستانها سئوالات من بیشتر شد. اینکه این بچه ها آیا از واقعیتهای جامعه مردسالار و قوانین بعضا مردسالارتر خبر دارن. آیا اونی که نوشته بود «برخلاف مادرم که بابام بهش اجازه نداد بره سر کار و خونه دار بود، من یه زن شاغل و مستقل هستم و در کنار همسرم…» آیا می دونه که اگه همسرش موافق کارکردنش نباشه می تونه بر اساس ماده 1117 قانون مدنی به دادگاه خانواده  شکایت کنه و ادعا کنه که کار زنش ارزشهای خانوادگی رو به خطر انداخته و حق کار کردن رو از اون بگیره؟ یا اونی که از حقوق خیلی بالای شغلش حرف میزنه آیا خبر از تفاوت سطح حقوق زنان و مردان در جامعه داره؟

 کار کردن با دختران نوجوان به اونها کمک می کنه که قبل از ورود به مراحل بعدی زندگی و تاهل با واقعیتهایی جدی در جامعه شون آشنا بشن و آگاهانه تر تصمیم بگیرن. ضمنا با یادگرفتن روشهای مسالمت آمیز و حساسیت به حقوقشون می تونن راه تغییر و برداشتن این موانع رو یاد بگیرن. ضمنا تغییر تفکر این گروه سنی تاثیر زیادی روی تفکر نسل قبلیشون هم میذاره. این آموزشها به نوجوونها اعتماد به نفس میده که بتونن در فعالیتهای اجتماعی و تغییرات لازم اجتماعی مشارکت کنن و از انرژی دوره نوجوونی به بهترین شکل استفاده کنن. 

مطالعات دختران و اهمیت کار کردن با گروه دختران نوجوان یه مبحث علمی مستقل و قوی در مطالعات زنان هست که از سال 1992 در دنیا بطور جدی مطرح شد. در سال 92 کنفرانس بین المللی به اسم «آلیس در سرزمین عجایب» با تمرکز بر مطالعات دختران در آمستردام هلند برگزار شد که در اون محققیق از کشورهای مختلف شرکت کردن و کارهاشون رو ارائه دادن. این نقطه عطفی بود برای شروع رشته ای مستقل برای مطالعات دختران.

با این مقدمات، من کارم رو برای آموزش و آشنایی دختران نوجوان با حقوقشون در قالب کمپینی به اسم «یک، یک، مساوی» طراحی کردم. در طراحی کمپین اولین سئوالی که باید جواب می دادم این بود که چه موضوعی مورد علاقه این گروه سنی هست و چطور میشه موضوع کسل کننده ای مثل «حقوق و مسئولیتها»  رو با گروه پر شور و انرژی نوجوونها در میون گذاشت بدون اینکه اونها رو خسته کنیم. پاسخ یه نکته ظریف بود: با پیدا کردن موضوعی که برای این گروه سنی هیجان انگیز و جذاب باشه و با استفاده از روشهای خلاق که استعداد این گروه رو به کار بگیره. ضمنا به روز بودن موضوع و مرتبط بودنش با زندگی روزمره این گروه سنی از اهمیت ویژه ای برخورداره. بنابراین موضوع فوتبال و بحث رفتن به ورزشگاه ها برای دیدن مسابقه های فوتبال رو انتخاب کردم. در انتخاب موضوع به یاد روزهای نوجوونی خودم بودم  که چطور با دیدن «موج مکزیکی» در مسابقه های فوتبالی که در تلویزیون می دیدم ذوق می کردم و نشاط تمام وجودم رو می گرفت…ولی هیچوقت حق خودم نمی دونستم که دراون فضا فوتبال رو ببینم! مگه دختر به اون محل ناامن و خشن میره؟ اونجا جای مناسبی برای دخترها نیست. ..و حتی یک لحظه هم شک نمی کردم که چرا نیست؟ چرا نباید ورزشگاه محل امنی برای دخترها بشه و چرا من نباید هیجانم رو در موج مکزیکی و فریاد زدن از شوق یه گل خالی کنم؟

 این موضوعی هست که سئوالش از چند سال پیش برای نسل جدید دخترها مطرح شده.  با فعالیتهای قشنگ «روسری سفیدها»* و کمپین سهم زن نیمی از آزادی ،که با همت بچه های میدان زنان راه اندازی شده، این سئوال که «چرا من نمی تونم برای دیدن فوتبال به ورزشگاه برم؟» در ذهن دخترهامون ایجاد شده. حتی یکبار دخترها تونستن بدون اجازه مخصوص و بصورت شهروندان عادی به استادیوم برن. البته مسأله هنوز بشدت موضوع روز هست و با ممنوعیتهای بعدی منتفی نشد.

 آخرین خبر مربوط به این قضیه بحث ماه ژوئن 2007 (خرداد 1386) در مورد حذف ایران از لیست سه تایی نامزدهای میزبانی جام ملتهای آسیا در سال 2011 بود. ایران در کنار هند و قطر نامزد برگزاری مسابقات جام ملتهای آسیا بود که متاسفانه به دلیل حل نشدن دو مشکل از فرستادن مدارکش برای شرکت در انتخابات  نهایی کشور میزبان خودداری کرد: 1) عدم اجازه ورود بانوان به ورزشگاه ها 2) مشکل حمل و نقل و ترافیک. این خبر در روزهای آخر ماه ژوئن یعنی هفته گذشته منتشر شد و این سئوال مجددا مطرح شد که چرا زنان حق رفتن به ورزشگاه ها رو ندارن؟

بنابراین موضوع فوتبال بهترین گزینه برای به چالش کشوندن دخترهای نوجوون در مورد حق و حقوق داشته و نداشته شون هست. ابزار پیشنهادی ونکلاسن و میلر (2002) برای حل مساله مورد ترویج (ادوکسی) گامهایی رو پیشنهاد میکنه. من براساس این ابزار و با بومی کردنش متناسب با شرایط جامعه ایران مساله  ورود دختران به ورزشگاهها رو در قالب قدمهای ابزار مذکور قرار دادم. با استفاده از این ابزار ترویجی برای طراحی کمپین باید  هشت گام  رو طی کرد. این هشت مرحله به نوعی تصویر علمی همون کمپین ها و اعتراضات مدنی هست که در حال حاضر در ایران در حال انجامه. در واقع مطالعه من شاید تصویر واضح تری از پیچیدگیها  و موانعی که اعضاء بنیان گذار کمپین ها در ایران  باهاش مواجه هستن میده. به صورت تیتروار اگه بخوام بگم این هشت گام عبارت هستن از:

گام اول: بیان مساله–مساله مورد هدف این کمپین چیه؟ مثلا در این کمپین مساله اینه:

 دختران ایرانی حق ندارند برای تماشای بازی های فوتبال مردان به استادیوم بروند.

گام دوم: نگاه از درون–طراح کمپین چه هویت اجتماعی، سازمانی، سیاسی و آکادمیک/شغلی داره؟

گام سوم: تدوین مساله مورد ترویج–باید چگونگی و چرایی  مساله رو از نگاه ترویجی مورد بررسی قرار داد.

گام چهارم: تعیین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت کمپین– در کمپین « یک،یک، مساوی» این هدفها رو اینطور میشه تعریف کرد:

      هدف کوتاه مدت:

qتقاضای حق ورود بدون قید و شرط دختران به همه ی رویدادهای ورزشی در ایران

     هدف طولانی مدت:

q  افزایش آگاهی دختران نوجوان در زمینه ی حقوق و مسئولیت های اجتماعی تعریف شده برای آنها

گام پنجم: درک تصویر کلی از هرم قدرت– در کمپین «یک،یک،مساوی» (و البته اکثر کمپین های مسائل مربوط به زنان) هرم قدرت رو اینطور میشه ترسیم کرد:

هرم قدرت 

 همونطور که در این هرم مشخص شده طبقه زنان و دختران در پائین ترین بخش هرم قرار می گیرن و هنر این کمپین این هست که با استفاده از ابزار ترویجی مناسب و غیر تنش زا به این گروه که در بخش پائین هرم هستن کمک کنه تا با افراد راس هرم در ارتباط قرار بگیرن و بتونن به خواسته هاشون از طریق حمایت گروهها و نهادهای اجتماعی دیگه برسن. برای مثال گروه روحانیون اصلاح طلب و…از گروههایی هستن که می تونن به طبقه پائین هرم کمک کنن و آنها را به ابزار لازم مجهز کنن تا با تاثیر گذاری، ارتباط  و تبادل افکار با راس هرم در راستای رسیدن به خواستشون عمل کنن.

گام ششم: شناسایی فرصت ها ، موانع، ابزار و امکانات سیاست گذاری

برای رسیدن به حق ورود زنها و دخترها  به ورزشگاه ها مثل همه موضوعات اجتماعی دیگه مجموعه ای از موانع و فرصتها وجود داره. نکته مهم شناخت دقیق موانع  و استفاده هوشمندانه ازفرصتهاست. در مساله ورزشگاه ها دولت، حوزه علمیه، فدراسیون فوتبال و اتحادیه های بین المللی فوتبال مجموعه از فرصتها و موانع موضوع مورد بحث رو تشکیل میدن.

دیدگاه دولت:

دستور رئیس جمهور:

   در نامه احمدی نژاد آمده بود: «برخلاف تصور و تبليغ عده‌اي، تجربه نشان داده ‌است كه حضور انبوه خانواده‌ها و بانوان در محيط‌هاي عمومي، سلامت و اخلاق و عفاف را در آن محيط‌ها حاكم كرده است … مطمئن هستم بانوان عزيز ما كه پاسدار عفاف و كرامت زنان هستند و در تمام مراحل يار و ياور انقلاب اسلامي بوده‌اند، امروز نيز پرچم‌دار ايجاد محيط سالم و امن اجتماعي خواهند بود.»
تبصره: «اين طرح صرفا شامل خانواده‌ها مي‌شود و شامل بانوان مجرد نخواهد بود و ورود آنها به ورزشگاه كماكان ممنوع است.»

(سپتامبر 2005، نسرین افضلی، وب سایت میدان زنان)

حوزه علمیه:

بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم:

«به دنبال صدور دستور رياست محترم جمهوري در ارتباط با حضور بانوان در استاديوم‌هاي ورزشي، ابراز نگراني‌هاي متعددي از سوي امت خداجوي و مومنين محترم خاصه مراجع عظام تقليد دامت برکاتهم صورت گرفت، جامعه مدرسين حوزه علميه قم ضمن ابراز حمايت از نظر صريح مراجع عظام تقليد با ابراز تاسف از صدور اين دستور ناصحانه، از مسئولين ذي‌ربط خاصه رياست محترم جمهور درخواست مي‌نمايد که با حسن تدبير و هوشياري نسبت به رفع اين نگراني ها اقدام عاجل مبذول دارند.»

نظر آیات عظام:

آيت الله جواد تبريزى، آيت الله مكارم شيرازى، آيت‌الله فاضل لنگرودي، آيت‌الله صافي گلپايگاني، نظر آيت‌الله نوري همداني، آيت‌الله مصباح يزدي و ديگران، حضور زنان در استاديوم را از مظاهر «اختلاط» دانسته و «نگاه زن به مرد» پس آن را جايز و شرعي ندانستند.

کنفدراسیون فوتبال ایران:

موانع مطرح در نامزدی ایران در میزبانی جام ملتهای آسیا (ژوئن، 2007):

ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه ها و عدم برخورداری از سیستم حمل و نقل عمومی مناسب

محسن صفايي فراهاني، رئیس کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال ایران درباره مخالفت شديد مراجع با حضور خانم ها در ورزشگاه ها مي گويد:

     «به نظر من بايد رفت و با اين آقايان صحبت کرد و شرايط را براي آنها گفت. فکر مي کنم هيچ دليلي وجود ندارد که ما به اين صورت با مساله برخورد کنيم. ضمن اينکه در مورد آقايان مانند خانم ها به لحاظ پوشش محدوديتي وجود ندارد. کمااينکه شما حج هم که مي رويد، مردها فقط حوله پايين را مي بندند و اصلاً حوله بالا را روي شانه هايشان هم نمي اندازند. خب چه اتفاقي مي افتد؟ آيا حج شان از بين مي رود؟»

(10 می، 2007، روزنامه اعتماد)

جنبش های اسلامی منطقه ای

قطر و میزبانی فوتبال بانوان: چرا قطر که کشوری اسلامیست می تونه میزبانی جام رو قبول کنه و چطور قوانین این کشور در منافات با احکام اسلام قرار نگرفته. ضررهای اقتصادی ناشی از ازدست دادن این میزبانی چیه؟

گام هفتم: شناسایی  و ارتباط با حامیان

باید پیدا کرد که کی حامی و پشتیبان واقعی خواسته کمپینه. مثلا از فعال های حقوق زنان که جایزه های بین المللی گرفتن کمک گرفت. یا گروه های سیاسی که بخشی از عملکرد حزبیشون با خواسته جنبش زنان هماهنگه. ولی نکته مهمی که اینجا باید بهش دقت کرد اینه که هدف اصلی که بدست آورد حقوق نادیده گرفته شده دخترها هست نباید تحت الشعاع هیچ خواسته حزبی یا سیاسی قرار بگیره. باید خیلی مراقب بود که پله نشیم برای خواسته های سیاسی و همیشه یادمون باشه که برای چی بلند شدیم و دنبال همون خواسته رو بگیریم.

گام هشتم: راهبردهای ترویجی –این مرحله شامل تدارک و انجام یه سری راهکارهای اجرایی برای رسیدن به کمپین هست. راهبردهای ترویجی باید طوری طراحی بشن که با خلق و خوی بچه های نوجوون جور در بیان. خسته کننده و بی معنی نباشن. ضمن اینکه کاملا اثر گذاریشون حفظ بشه. خلاصه باید به شدت خلاق باشن.  این لیستی از راهبردهای ترویجی بود که تو کنفرانس گفتم:

برگزاری مسابقه جوکهای اس.ام.اسی در زمینه ورود دختران به استادیوم ها جهت فراگیر کردن کمپین «یک،یک، مساوی»

برگزاری کارگاه های آموزشی و فعالیت های گروهی برای دختران نوجوان در زمینه شناسایی حقوق شهروندی زنان و حضور در فضاهای عمومی

برگزاری کارگاه های اموزشی و پرسش و پاسخ با  حضور اساتید موفق در زمینه بحث های حقوقی (مانند شیرین عبادی و شادی صدر) جهت آموزش اصول بحث و مناظره برای صحبت با مقامات رسمی/مذهبی

تشکیل گروه تحقیق و مطالعات اسلامی مقایسه ای (فراملی) برای دختران نوجوان جهت درک بهتر قوانین و اصول اسلام در زمینه ورزش و حضور زنان در فضاهای عمومی

تشکیل کمیته بررسی ضررهای اقتصادی ممنوعیت حضور بانوان در ورزشگاه ها: بررسی ابعاد اقتصادی شکست در میزبانی ایران در جام ملتهای آسیا در سال 2011 و نقش ممنوعیت ورود بانوان به ورزشگاه ها در این شکست

تنظیم ملاقات و همکاری با اصلاح طلبان اسلامی

ترتیب سفر گروه مطالعات اسلامی نوجوانان به حوزه علمیه قم جهت دیدار مراجع و بحث در زمینه نتیجه تحقیقاتشان

ترتیب ملاقات گروه مطالعات اقتصادی با کمیته اقتصادی مجلس شورای اسلامی جهت ارائه نتایج تحقیقات اقتصادی

اطلاع رسانی گسترده رسانه ای

انتشار نتیجه تحقیقات اسلامی و اقتصادی

   انتشار نتیجه ملاقات های کمپین با مسئولین امر

همکاری با دیگر اکتیویست های حقوق زنان در زمینه ورود به استادیوم

کمپین «سهم زن نیمی از آزادی»

بهره گیری از حمایت هنرمندان طرفدار حقوق زنان در انتشار اهداف و پیشرفتهای کمپین:

   فیلم «آفساید»، کارگردانی جعفر پناهی

با چنین رویکردی و با بکار گیری توان و استعداد دختران نوجوان در مسیری مسالمت آمیز و آموزشی می توان راهکارهایی مناسب را جهت دستیابی به حقوق و خواسته های به جای دخترانمان فراهم کنیم. 

وااااااااااای چقدر نوشتم!! حالا دیگه هم سر شما رو درد آوردم و هم دست خودم افتاد :) سئوال و جوابهای مطرح شده بعد از سخنرانی رو در پست بعدی می نویسم. .

*اسم گروهی که با روسریهای سفید و با شعارهایی حک شده بر روسریهاشون در مورد برابری حقوق زنان و مردان در کمپین سهم زن نیمی از آزادی شرکت کردن و موفق شدن که یکبار با مجوز شهروندی(!)– و نه با مجوز خبرنگاری یا همسر سفیر و وکیل و بازیگر بودن –وارد ورزشگاه آزادی بشن.

 

12 Responses to “IWSF بخش دوم: در مورد کنفرانس”

  1. parisa Says:

    nasim jan
    kheili mamnoon az etela resanie daghighet,che ghadr doost daram az karee ke bache ha kardan manzooram neveshte ha va nazarateshoon bishtar bedoonam,emkanesh hast?
    midooni man ba kheili az goorooh haie seni dokhtara too iran kar kardam va na inke faghat moalemeshoon basham bahashoon doosty kardam,bara hamin in mozoo kheili baram malmoos va ghashange.kash forsaty beshe az nazdeek bebinamet,rasty ghaziaie asbab keshi chie,man kheili bikhabaram

  2. Nargess Says:

    merc Nassim jaan baraaye in neveshteyee kaamel o jaame. maashaallaah be in hame energit!! khastre nabashid va moafagh baashi. man ham fekr mikonam payeyee amal kardan va as agaahi dadan be dokhtar haa as senine payeen tar khaily moasser tar bashe va behtar natije bede.

  3. نسیمک Says:

    نسیم جون خسته نباشی و پایدار باشی! کارت خیلی حوب بود. امیدوارم که نتیجه زحمتای شماها رو ما اینجا تو ایران ببینیم.
    راستی پانل و متافور تو عالم تحقیق یعنی چی؟

  4. لیلا Says:

    سنگسارش کردن. هم جرم مکرمه رو. همون تاکستان. به همین راحتی.
    http://meydaan.org/news.aspx?nid=427

  5. قوی سیاه Says:

    به نسیمک: مرسی عزیزم. ببین پانل به معنی سخنرانی چند نفر در مورد یه موضوع هست. مثلا وقتی یه گروه چهار نفره در یه جلسه کنفرانس کنار هم میشینن و به ترتیب هر کدوم نیم ساعت در مورد اون مساله حرف میزنن یا به نوعی یه موضوع رو از زوایای مختلف بحث میکنن میگن جلسه پانل. متافور رو هم من در اینجا به معنی تشبیه استفاده کردم. یعنی تشبیه زن به پایه صندلی. مرسی که حوصله کردی و همه مطلب رو خوندی :)

  6. آزادمرد Says:

    سلام خانم نسيم. خب اين تنها چيزي هست كه من از شما مي دونم :)
    حقيقت اينه كه من براي بار اول به سايت شما اومدم و خوشبختانه گزارش اين كنفرانس، اولين چيزي بود كه من از ما خوندم و عجب گزارش جالبي بود.
    خواستم بگم كه حقيقتن من در بين فعالين جنبش زنان، آدمهايي مثل شما رو خيلي كم ديدم و متأسفانه اكثر فعالين خودشون رو بسيار وارد حواشي مي كنن و بيشتر اونها از منطق دور مي شن. وقتي هم كه نوشته هاشون رو مي خوني، به جاي ارائه راهكارهاي عملي و منطقي، سيلي از فحاشي مي بيني! خب اين باعث مي شه كه آدم كم كم از اونها و نوشته هاشون فاصله بگيره.
    من از صميم قلب عرض مي كنم كه واقعا از اين متن و از اين تحقيق و پيشهاد به وجد اومدم. اون هرم و اون نكته كه در گام هفتم گفتيد (ابزار ديگران نشدن) هم خيلي دقيق و منطقي بود.
    حالا شما يك خواننده پر و پا قرص پيدا كرديد. درسته كه من يك آقا هستم. ولي علاقه دارم با آغاياني مثل شما بيشتر به گپ و گفت بپردازم تا كمي به راه راست هدايت بشم. ;) به هر حال نمي شود انكار كرد كه ما مرد هاي ايراني، خواه ناخواه يك رگه هايي از مرد سالاري در ما وجود دارد و بايد به مرور زمان و با كوشش زياد و مراوده با دوستان خوبي چون شما، به اصلاح خود بپردازيم :)
    بي صبرانه منتظر سؤال و جوابهاي بعد سخنراني هستم.
    به اميد ديدار.

  7. آزادمرد Says:

    ببخشيد. در خط سوم به جاي”من از ما” بخوانيد “من از شما” p:

  8. لیلا Says:

    نسیم تو از کی تا حالا “آغا” شدی؟

  9. آزادمرد Says:

    آقا = مرد
    آغا = خانم
    :)

  10. آزادمرد Says:

    در مورد پرسش ابتدايي شما هم بايد بگم كه بنده امكان بودن در همايش را نداشتم.
    راستي! مگه آغا (استغفرا… استغفرا…!!!) حرف نا مربوطيه كه اين ليلا خانم اينچنين شگفت انگيزانه پرسيدند؟

  11. لیلا Says:

    تا جایی که من میدونم به خانم های جاافتاده خانباجی بزرگ فامیل میگن “آغا”. ولی نسیم ما درسته که خیلی مایه داره ولی سنی نداره که.

  12. لیلا Says:

    شما احتمالا نمیخواید یه پست جدید بنویسید؟ چند دفعه این گزارش رو بخونیم آخه؟

Leave a Reply